زندگی به سبک یاشار
14Apr/12Off

رابطه ها را کنترل کنید



نزدیکی ها و گفتگو ها که زیاد شود، حرمت ها و ارزش ها از بین می رود ، آنجاست که دیگر روابط ، دوستی ها و حتی عشق بی معنا می شود...اگر از ارتباط با اطرافیانتان لذت می برید هیچوقت به آنها اجازه ندهید به شما زیاد نزدیک شوند،هیچوقت به آنها زیاد نزدیک نشوید،همه ما انسانها به خلوت و رازهایمان نیازمندیم ، یادمان باشد حرمت ها که شکست تمام زنجیره ها پاره می شوند و پاره خواهند ماند!
Share
Filed under: Uncategorized No Comments
7Apr/12Off

نود و یک

سال 90 با تمام مشکلاتی که برای من ایجاد کرد بالاخره تمام شد و منو با چند تجربه بسیار ارزشمند راهی سال 91 کرد.سال 90 مملو از اشتباهات بزرگی بود که در هر صورت تکلیف من رو با خودم تا حدودی مشخص کرد و فانوس را در مسیر راهی که باید پیش بگیرم قرار داد و به اندازه مشکلاتی که به همراه داشت ارزشمندترین تجربه های زندگیم را نیز برام رقم زد که تا پایان راه مسلما همراه بسیار خوبی خواهد بود ... بگذریم که به قیمت یک سال زندگیم تمام شد ،از سوی دیگر سال پرکاری بود،تولیدات بیت چنل نسبت به سال اول چند برابر شد و چندین پیشرفت و اثر قابل توجه تلویزیونی را هم برام به همراه داشت.
یاشار حدادیان پور Yaashaar Hadadian Pour
سال 91 را پرکارتر از پارسال آغاز کرده ام و تا به امروز از لحظه لحظه اون لذت بردم ، در واقع بعد از مسائلی که سال گذشته در زندگی شخصی و کاریم پیش آمد و منو توی شدیدترین فشارهای روحی و روانی قرار داد ، در اواخر سال و هنگام ارزیابی تغییر و تحول زیادی در ذهنیت و نوع نگرشم ایجاد کردم سعی کردم از این تجربه های با ارزش که برام هزینه مادی و معنوی سنگینی رو داشت بهره بیشتری ببرم.خیلی از مسائل برام بی ارزش شد ، دوستی ها ، اعتماد،عشق، کلا موردی رو پیدا نمیکنم که دیگه بخواد منو اذیت یا نگرانم کنه.
بدترین مشکلات هم که بر سر راه زندگی ما قرار گیرند بالاخره تمام می شوند اگر به خوبی تمام شوند که باید از نتیجه خوشحال بود و اگر هم که نه باز هم باید خوشحال بود! که سریعتر بروز کرده و باعث شده که زحمات بیشتری در آن راستا به یغما نرود ضمن اینکه تبدیل به تجربه هم می شود

در هر صورت اینم پست نوروزی برای ثبت در یادداشت های بیمار من از زندگی به سبک یاشار

Share
Filed under: Uncategorized 3 Comments
24Mar/12Off

نقاب


وقت روحانی گریه از تو ختم التهابه
اون که روبروت می خنده خود من نیست یه نقابه
بارش رباعی هر سو حتی ایثار ترانه
همه در وصف تو بوده وصف من شرح عذابه
به من این بختو ندادی تا گرفتار تو باشم
اون قدر بمیرم از تو تا تو دنیای تو جا شم
به من این بختو ندادی تا گرفتار تو باشم
اون قدر بمیرم از تو تا تو دنیای تو جا شم
سهم من از ما همینه یه نقاب بی صداشم
سهم من از ما همینه وسط بازی رهاشم
نمی تونم تا همیشه پشت این نقاب باشم
تو به اندازه طغیان من قده حباب باشم
من همه حراسم اینه منو بازنده ببینی
حتی در موقع مرگم تو به سوکم ننشینی

پ ن 1 : حکایت این روزهای من ...
پ ن 2 : عاشق کارهای هاتفم ...

Share
Filed under: Uncategorized 2 Comments
7Mar/12Off

این ثانیه های سنگین

Yaashaar Hadadian Pour یاشار حدادیان پوراین ثانیه های سنگین، این روزهای بی هدف
یک مبل دو نفره، یک کالبد تهی و خسته
خاطرات سیاه و سفیــد و کم رنـگ
احسـاسـات جریــــــحه دار شـده
شهامـت قبـــــول یک اشتــباه
تجربه دوباره نقطه شروع
پرده های شیشه ای و
مگس های نقاب دار
آشنانامان غریب
چهرهای گندیده
عقاید تست شده
یک سال تمام زندگی
دنیای اینروزهای من
سرشار از مکث و خاموشی و
شنیدن مکررآهنگ مای ایمورتال اوانسنس
Share
11Feb/12Off

از جویدن یکدیگر خودداری کنید

توجه:  این پست حاوی کلمات خاک بر سری می باشد لذا در صورت داشتن فرهنگ چند 100 هزار ساله با چند 100 تا صفردیگ جلوش! به منظور جلوگیری از جریحه دار شدن روحیه عزیزتان از خواندن آن خودداری کنید

یه جورایی دیگه عادی شده برام زجر کشیدن و  زندگی تو محیطی که خودتم می دونی بهش تعلق نداری و ...یک کشور شخمی به تمام معنا با یک مشت آدم زبان نفهم و خنگ که به واسطه 30یا100 های بهتر! 30یا100 مداراشون الان اقتصاد و وضعیت مدنی و اجتماعی  بسیار مناسبتری نسبت به کشورمون دارند و هر روز ما ایرانیان آواره رو بیشتر مورد تحقیر و تمسخر و زورگویی! قرار میدهند... (پست می طلبه اینجا جاش نیست!)

این روزها همزمان با سیل اتفاقات خوب اقتصادی که در کشور عزیزمون می افته و هر روز ماشااله دلار  آمریکایی های حرومزاده و از خدا بی خبر  گرون تر میشه! و در عوض ارزونی به کشور ما اومده و هر روز کالای ریال ارزون تر میشه! و تاثیرش رو بدون شک در ردیف اول ایرانیان خارج نیشین عزیزی که به هر نحوی با تبدیل ریال ایران به پول رایج اون کشور سر رو کار دارند می بینند و به همین منوال  هم  به یکی از بزرگترین غده های سرطانی برای ذهن مبارک بدل گشته است! ، اتفاقات بسیار جالب تری هم برای من به طور مشخص می افته که خوب در نوع خودش بی نظیر است و دیگه حتی زشته بهشون بگیم بدشانسی و ...

مثل همیشه از خواب بیدار نشدم ،همانطور که  از دیشب بیدار بودم  آسمون رو تا روشن شدن نظاره کردم و ... ساعت شد  1:10 و فرودگاه و اشک و عجب! ...
عجب دنیای مسخره ای... که یکی رو برات  انقدر عزیز میکنه که رفتنش  و با تمامی تفاسیر! و مناطق (ج منطق ها! ر.ک به لغت نامه یاشار) برات مشکل ساز میشه و برات میشه مثل غصه و یک عامل کلفت دیگه برای ناراحت بودن...بگذریم  بعد از چند ماه که از به سرقت رفتن ماشین محترم و وقایع تلخ بعد از اون که مثل مسلسل شلیک شد می گذره، رفتیم که  به سر و کله مبارک صفا بدیم...

Share
20Jun/11Off

بیشعور

مثل همیشه علیرغم تصورم ، مدت زیادی نبودم ، باید بگم که همچنان سیل مشکلاتی که از بدو شروع سال جدید شمسی برام پیش اومده ادامه داره و گریبان گیرم هست...
تو این هیرو بیری لپ تاپ ما هم به ]بیپ[ عظما رفته. (=به فنا رفته) یک دفعه خیلی بی دلیل روشن نشد!..فکر کنم قبلا راجع به این اشاره کردم...بعد از یک ماه این دست اون دست کردن هم بالاخره بردمش نمایندگی سونی و قرار شد خبرم کنند...بعد از چند روز زنگ زدند...گفتند که مین بردش سوخته و حالا باید 1265 رینگت! بدی تا درست شه... (دقیقا 522 هزار و 445 تومن با نرخ امروز رینگت) تو این اوضاع وخیم مالی فقط دلم می خواست با سر برم تو دیوار....و الانم نمی دونم که دقیقا باید چیکار کنم...
حالا مهم نیست هر روز دارم سعی می کنم کمتر به این موارد توجه کنم که یه وقت تلقین نشه به قول معروف میگن هر جور که به دنیا نگاه کنی همونطور برات خواهد بود... و نکته ای که هست موندم که چجوری دیگه باید بهش نیگاه کنم..و اما با همه این مشکلات دستاورد هایی هم تو این مدت حاصل شده:# دروس دانشگاه به شدت به پرایوریتی برنامه هام تبدیل شدند

# برنامه های نوروزی با همه تاخیری که عمدتا به خاطر مشکلات جذب آگهی و البته مشکلات شخصی که برام پیش اومد داشت بالاخره ادیت شدند و روی وب سایت کانال قرار گرفتند:واقعا برنامه های نوروزی پروژه سنگین و البته یک تجربه جدید و متفاوت بود که خوب خدا رو شکر از پسش بر اومدیم و اولین شو نوروزی ایرانیان مالزی منتشر شد که می تونید از آدرس زیر مشاهده کنید:

http://www.bit-channel.net/index.php/norooz-1390

# فصل دوم برنامه سازی در بیت چنل، متفاوت تر از همیشه با شو هفتگی Hot N Cold با اجرای خودم و همکاری تیم جدید بیت چنل شروع به پخش شده:البته این برنامه قرار نیست هر هفته الزما با نسیم اجرا شه...و معمولا نفر دوم به طور رندوم از بچه های بیت چنل خواهد بود، به شدت توصیه می کنم این برنامه رو از دست ندید که براش هر هفته خیلی زحمت کشیده میشه:

http://www.bit-channel.net/index.php/hot-n-cold

# گه گداری به طور تفریحی روی دومین مستند تصویریم کار میکنم که ...

برای خواندن ادامه مطلب روی Continue Reading کلیک کنید

Share
9May/11Off

بی آنکه بدانی ، بی آنکه بدانم

Life In Yaashaar Style زندگی به سبک یاشار
آنگاه که هجوم حرف ها و تهمت ها
نیش زبان ها،چشم های کثیف و افکار پلید
رو به سوی من است...
نه می گریم، نه می شکنم
این منم که از فشار آوار زندگی محکم تر خواهم شد
و این تویی که هر روز تاریکتر می شوی و از انسانیت فاصله می گیری
بی آنکه بدانی و بی آنکه بدانم
ذهن خود را هر طور که دوست داری آرایش کن
این منم...بی هیچ تبصره...این زندگی من است...
زندگی به سبک یاشار
Share
5May/11Off

چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

مدتی پیش توی توئیت ها و استیتوس های فیسبوکم شعری زیبا رو به اشتراک گذاشتم از حمید مصدق که اهالی کتاب و ادبیات حتما خوندن یا شندین..این شعر حکایت عاشقانه و غریبانه دل پسرکیست که به عشق معشوقش سیبی رو از باغچه ای می دزدد...، شاعر شکستن دل این پسرک رو به زیبایی هر چه تمام تر می کند و این شعر رو به یکی از معروفترین داستان ها و شعرها بدل می کندمدتی بعد جواب فروغ فرخزاد رو به این شعر دیدم که از زبان دخترک داستان صحبت و به گونه ای پاسخی به حمید مصدق می دهد...و جالبتر آنکه به تازگی پاسخی از جانب شاعری جوانتر به نام آقای جواد نوروزی رو در صفحه فیس بوک یکی از گروه های طراحی وب سایت! به این دو اثر دیدم....که تصمیم گرفتم در این پست بیارم ...در ابتدا اصل و سپس دو پاسخ دیگر را آوردم
امیدوارم همونقدر که برای من لذت بخش بود و من رو به فکر فرو برد که کدامین دیدگاه به حال و هوای دل خودم نزدیک تر است برای شما نیز جالب باشد

پ.ن ها به قوت خود در پایان پست باقیست...

اصل شعر:
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:
...
برای خواندن ادامه پست روی Continue Reading یا ادامه مطلب کلیک کنید

Share
3May/11Off

سالی که نکوست از بهارش پیداست

بعد از یک غیبت طولانی نه به اندازه کبری..برگشتم ... چه سال مسخره ای ایست این 90 از همون بدو شروع و شب سال تحویل پیدا بود....تا به امروز که تلخ ترین خاطره های زندگیم رو برام رقم زده...البته روز به روز بهتر میشه، و سعی می کنم در روزهای آینده دیده مثبت تری پیدا کنم...
از اونجایی که من این بلاگ رو به دلیل مشغله و ترس شروع دوباره بلاگ نویسی کنار گذاشته بودم، تنها ابزارم برای خالی کردن دل شده بود جملات و شعرهایی که به تمام معنا حالم رو بیان می کردند و معمولا تو فیس بوک شر می کردم..حالا سر فرصت منتقل می کنم اینجا...
بعد از یک سال و خوردی مالزی نشین بودن...اونقدر حرف برای گفتن دارم که نمی دونم از کجا باید شروع کنم....فقط برای اینکه از این بیشتر روی هم انباشه نشه...استارت بلاگ رو در سال 90 میزنم...

1.الان تقریبا 4 روزه که به طور مداوم شخصا دارم برنامه های نورزی بیت چنل رو ادیت و بعضی ها رو که قبلا ادیت کردم ادیت فاینال می کنم...و دیگه کم کم باید پخشش رو شروع کنیم....حقا که یک مجموعه خدا شده!دلیل تاخیرش هم برای بچه های شرکت که واضح و بدیهیست و دیگران هم بگذارند پای مسائل شخصی؟! من و انتظار بیجا برای گرفتن آگهی در این جامعه بی اعتماد بیزنس های ایرانی مالزی....

2. پست بعدی شاید .. پست بعدش...جز جنجالی ترین پست های وبلاگم تا به امروز خواهد بود.... سعی کنید از دستش ندید

برای خواندن ادامه پست روی continue reading  یا ادمه مطلب کلیک کنید

Share
14Nov/10Off

فرشته تنهایی هام …

Life In Yaashaar Style

بوي موهات زير بارون بوي گندم زار نمناك
بوي سبزه زار خيس توي خيس تن تو

جاده هاي مهربوني رگ هاي آبي دستات
غم بارون غروب ته چشمات تو صدات

قلب تو شهر گل ياس دست تو بازار خوبي
اشك تو بارون روي مرمر ديوار خوبي
اي گل آلوده گل من اي تن آلوده دل پاك
دل تو قبله اين دل تن تو ارزوني خاك

بوي موهات زير بارون بوي گندم زار نمناك
بوي شوره زار خيس توي خيس تن خاك
ياد بارون و تن تو ياد بارون وتن خاك
بوي گل تو شوره زار توي خيس تن تو

هميشه صداي بارون صداي پاي تو بوده
همدم تنهايي هام قصه هاي تو بوده
وقتي كه بارون مي باره تو رو ياد من مي ياره
ياد گلبرگ هاي خيس روي خاك شوره زاره
اي گل آلوده گل من اي تن آلوده دل پاك
دل تو قبله اين دل تن تو ارزوني خاك

Share
Filed under: Uncategorized 1 Comment