رابطه ها را کنترل کنید

نزدیکی ها و گفتگو ها که زیاد شود، حرمت ها و ارزش ها از بین می رود ، آنجاست که دیگر روابط ، دوستی ها و حتی عشق بی معنا می شود...اگر از ارتباط با اطرافیانتان لذت می برید هیچوقت به آنها اجازه ندهید به شما زیاد نزدیک شوند،هیچوقت به آنها زیاد نزدیک نشوید،همه ما انسانها به خلوت و رازهایمان نیازمندیم ، یادمان باشد حرمت ها که شکست تمام زنجیره ها پاره می شوند و پاره خواهند ماند!
نود و یک

سال 91 را پرکارتر از پارسال آغاز کرده ام و تا به امروز از لحظه لحظه اون لذت بردم ، در واقع بعد از مسائلی که سال گذشته در زندگی شخصی و کاریم پیش آمد و منو توی شدیدترین فشارهای روحی و روانی قرار داد ، در اواخر سال و هنگام ارزیابی تغییر و تحول زیادی در ذهنیت و نوع نگرشم ایجاد کردم سعی کردم از این تجربه های با ارزش که برام هزینه مادی و معنوی سنگینی رو داشت بهره بیشتری ببرم.خیلی از مسائل برام بی ارزش شد ، دوستی ها ، اعتماد،عشق، کلا موردی رو پیدا نمیکنم که دیگه بخواد منو اذیت یا نگرانم کنه.
در هر صورت اینم پست نوروزی برای ثبت در یادداشت های بیمار من از زندگی به سبک یاشار
نقاب

وقت روحانی گریه از تو ختم التهابه
اون که روبروت می خنده خود من نیست یه نقابه
بارش رباعی هر سو حتی ایثار ترانه
همه در وصف تو بوده وصف من شرح عذابه
به من این بختو ندادی تا گرفتار تو باشم
اون قدر بمیرم از تو تا تو دنیای تو جا شم
به من این بختو ندادی تا گرفتار تو باشم
اون قدر بمیرم از تو تا تو دنیای تو جا شم
سهم من از ما همینه یه نقاب بی صداشم
سهم من از ما همینه وسط بازی رهاشم
نمی تونم تا همیشه پشت این نقاب باشم
تو به اندازه طغیان من قده حباب باشم
من همه حراسم اینه منو بازنده ببینی
حتی در موقع مرگم تو به سوکم ننشینی
پ ن 1 : حکایت این روزهای من ...
پ ن 2 : عاشق کارهای هاتفم ...
این ثانیه های سنگین
این ثانیه های سنگین، این روزهای بی هدفیک مبل دو نفره، یک کالبد تهی و خسته
خاطرات سیاه و سفیــد و کم رنـگ
احسـاسـات جریــــــحه دار شـده
شهامـت قبـــــول یک اشتــباه
تجربه دوباره نقطه شروع
پرده های شیشه ای و
مگس های نقاب دار
آشنانامان غریب
چهرهای گندیده
عقاید تست شده
یک سال تمام زندگی
دنیای اینروزهای من
سرشار از مکث و خاموشی و
شنیدن مکررآهنگ مای ایمورتال اوانسنس
از جویدن یکدیگر خودداری کنید

مثل همیشه از خواب بیدار نشدم ،همانطور که از دیشب بیدار بودم آسمون رو تا روشن شدن نظاره کردم و ... ساعت شد 1:10 و فرودگاه و اشک و عجب! ...
عجب دنیای مسخره ای... که یکی رو برات انقدر عزیز میکنه که رفتنش و با تمامی تفاسیر! و مناطق (ج منطق ها! ر.ک به لغت نامه یاشار) برات مشکل ساز میشه و برات میشه مثل غصه و یک عامل کلفت دیگه برای ناراحت بودن...بگذریم بعد از چند ماه که از به سرقت رفتن ماشین محترم و وقایع تلخ بعد از اون که مثل مسلسل شلیک شد می گذره، رفتیم که به سر و کله مبارک صفا بدیم...
بیشعور
تو این هیرو بیری لپ تاپ ما هم به ]بیپ[ عظما رفته. (=به فنا رفته) یک دفعه خیلی بی دلیل روشن نشد!..فکر کنم قبلا راجع به این اشاره کردم...بعد از یک ماه این دست اون دست کردن هم بالاخره بردمش نمایندگی سونی و قرار شد خبرم کنند...بعد از چند روز زنگ زدند...گفتند که مین بردش سوخته و حالا باید 1265 رینگت! بدی تا درست شه... (دقیقا 522 هزار و 445 تومن با نرخ امروز رینگت) تو این اوضاع وخیم مالی فقط دلم می خواست با سر برم تو دیوار....و الانم نمی دونم که دقیقا باید چیکار کنم...
حالا مهم نیست هر روز دارم سعی می کنم کمتر به این موارد توجه کنم که یه وقت تلقین نشه به قول معروف میگن هر جور که به دنیا نگاه کنی همونطور برات خواهد بود... و نکته ای که هست موندم که چجوری دیگه باید بهش نیگاه کنم..و اما با همه این مشکلات دستاورد هایی هم تو این مدت حاصل شده:# دروس دانشگاه به شدت به پرایوریتی برنامه هام تبدیل شدند
# برنامه های نوروزی با همه تاخیری که عمدتا به خاطر مشکلات جذب آگهی و البته مشکلات شخصی که برام پیش اومد داشت بالاخره ادیت شدند و روی وب سایت کانال قرار گرفتند:
واقعا برنامه های نوروزی پروژه سنگین و البته یک تجربه جدید و متفاوت بود که خوب خدا رو شکر از پسش بر اومدیم و اولین شو نوروزی ایرانیان مالزی منتشر شد که می تونید از آدرس زیر مشاهده کنید:
http://www.bit-channel.net/index.php/norooz-1390
# فصل دوم برنامه سازی در بیت چنل، متفاوت تر از همیشه با شو هفتگی Hot N Cold با اجرای خودم و همکاری تیم جدید بیت چنل شروع به پخش شده:
البته این برنامه قرار نیست هر هفته الزما با نسیم اجرا شه...و معمولا نفر دوم به طور رندوم از بچه های بیت چنل خواهد بود، به شدت توصیه می کنم این برنامه رو از دست ندید که براش هر هفته خیلی زحمت کشیده میشه:
http://www.bit-channel.net/index.php/hot-n-cold
# گه گداری به طور تفریحی روی دومین مستند تصویریم کار میکنم که ...
برای خواندن ادامه مطلب روی Continue Reading کلیک کنید
بی آنکه بدانی ، بی آنکه بدانم

نیش زبان ها،چشم های کثیف و افکار پلید
رو به سوی من است...
این منم که از فشار آوار زندگی محکم تر خواهم شد
و این تویی که هر روز تاریکتر می شوی و از انسانیت فاصله می گیری
بی آنکه بدانی و بی آنکه بدانم
ذهن خود را هر طور که دوست داری آرایش کن
این منم...بی هیچ تبصره...این زندگی من است...
زندگی به سبک یاشار
چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
امیدوارم همونقدر که برای من لذت بخش بود و من رو به فکر فرو برد که کدامین دیدگاه به حال و هوای دل خودم نزدیک تر است برای شما نیز جالب باشد
پ.ن ها به قوت خود در پایان پست باقیست...
اصل شعر:
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:
...
برای خواندن ادامه پست روی Continue Reading یا ادامه مطلب کلیک کنید
سالی که نکوست از بهارش پیداست
از اونجایی که من این بلاگ رو به دلیل مشغله و ترس شروع دوباره بلاگ نویسی کنار گذاشته بودم، تنها ابزارم برای خالی کردن دل شده بود جملات و شعرهایی که به تمام معنا حالم رو بیان می کردند و معمولا تو فیس بوک شر می کردم..حالا سر فرصت منتقل می کنم اینجا...
بعد از یک سال و خوردی مالزی نشین بودن...اونقدر حرف برای گفتن دارم که نمی دونم از کجا باید شروع کنم....فقط برای اینکه از این بیشتر روی هم انباشه نشه...استارت بلاگ رو در سال 90 میزنم...
1.الان تقریبا 4 روزه که به طور مداوم شخصا دارم برنامه های نورزی بیت چنل رو ادیت و بعضی ها رو که قبلا ادیت کردم ادیت فاینال می کنم...و دیگه کم کم باید پخشش رو شروع کنیم....حقا که یک مجموعه خدا شده!دلیل تاخیرش هم برای بچه های شرکت که واضح و بدیهیست و دیگران هم بگذارند پای مسائل شخصی؟! من و انتظار بیجا برای گرفتن آگهی در این جامعه بی اعتماد بیزنس های ایرانی مالزی....
2. پست بعدی شاید .. پست بعدش...جز جنجالی ترین پست های وبلاگم تا به امروز خواهد بود.... سعی کنید از دستش ندید
برای خواندن ادامه پست روی continue reading یا ادمه مطلب کلیک کنید
فرشته تنهایی هام …

بوي موهات زير بارون بوي گندم زار نمناك
بوي سبزه زار خيس توي خيس تن تو
جاده هاي مهربوني رگ هاي آبي دستات
غم بارون غروب ته چشمات تو صدات
قلب تو شهر گل ياس دست تو بازار خوبي
اشك تو بارون روي مرمر ديوار خوبي
اي گل آلوده گل من اي تن آلوده دل پاك
دل تو قبله اين دل تن تو ارزوني خاك
بوي موهات زير بارون بوي گندم زار نمناك
بوي شوره زار خيس توي خيس تن خاك
ياد بارون و تن تو ياد بارون وتن خاك
بوي گل تو شوره زار توي خيس تن تو
هميشه صداي بارون صداي پاي تو بوده
همدم تنهايي هام قصه هاي تو بوده
وقتي كه بارون مي باره تو رو ياد من مي ياره
ياد گلبرگ هاي خيس روي خاك شوره زاره
اي گل آلوده گل من اي تن آلوده دل پاك
دل تو قبله اين دل تن تو ارزوني خاك



